از راست:
🌷شهید مسعود طاهری
🌷شهید حسین کهتری
🌷شهید حسن ابوالفضلی
🌷شهید محمد حسن خدامی


به گزارش پایگاه خبری دانشگاه صنعتی اصفهان به نقل از مشرق شهید حسین کهتری به سال 1343 در شهرستان کاشان متولد شد.
زمانی که حضرت روح الله پای در فرودگاه مهرآباد تهران گذاشت ، او تنها 14 سال داشت و 17 ساله بود که پای در جبهه های نبرد علیه متجاوزان نهاد.

در همان معرکه آتش و خون بود که خود را مهیای شرکت در آزمون ورودی دانشگاه نمود و در رشته مهندسی مواد در دانشگاه صنعتی اصفهان پذیرفته شد اما حضور در لشکریان امام حسین (صلوات الله علیه) مانع از آن شد که در کلاس های درس حاضر شود.

به سال 1366 در منطقه عملیاتی شلمچه ، به شدت دچار مصدومیت شیمیایی شد و دو سال بعد زنده ماند تا زهرِ قطعنامه 598 را بچشد و عروج امامش را به چشم ببیند .

و همین فراق بود که جسم در هم شکسته از جراحات شیمیایی اش را خمیده کرد و روحش را از کالبد خاکی جدا ساخت.

آن چه خواهید خواند نامه ای است که حسین کهتری از جبهه برای هم شاگردی هایش در دبیرستانش نگاشته است. خواندن این نامه به خوبی فضای خاصی را که میان جوانان جبهه رفته و هم سن و سالان جبهه نرفته آنان وجود داشته است ، به نمایش می گذارد.


حضور محترم اعضای انجمن اسلامی دبیرستان محمودیه سلام عرض می­کنم،

امیدوارم که در انجام وظایفتان کوشا و همچنین موفق باشید. جملاتی چند برایتان می نویسم که اگر مایل بودید می توانید در مراسم صبحگاه بخوانید.

حضور یکایک برادران عزیز دانش آموز سلام عرض می کنم و امیدوارم همواره موفق باشید. شاید از این که برایتان نامه نوشته ام تعجب کرده باشید. من خودم قبلا دانش آموز همین دبیرستان بوده­ ام که اکنون توفیق حضور در جبهه را دارم. مدتی بود فکر می کردم خوب است نامه ای برایتان بنویسم و سخنانی را با شما دانش آموزان عزیز در میان بگذارم.

انسان موجودی است دارای چندین بعد که برای پیشرفت و طی مسیر تکامل و رسیدن به کمالات الهی باید تمام ابعاد وجودی خویش را در یک سطح افزایش دهد. اگر کسی فقط یک بعد خویش را هر چند در سطح بسیار عالی پرورش دهد، در صورتی که از ابعاد دیگرش غافل بماند، در حقیقت از انسانی که مد نظر اسلام است دور شده است.

در اسلام از نظر ابعاد انسانی روی دو بعد علم و ایمان تاکید فراوانی شده است و عالم بدون ایمان و مومن بدون علم را مردود میداند

همین طور که خودمان شاهد هستیم تمام مفاسد دنیای امروز در اثر علمی است که از ایمان بی بهره است. به قول شهید مطهری علمی که در اختیار شخص بی ایمان است همچون چراغی است در دست دزد که: چو دزدی با چراغ آید گزیده تر برد کالا و در مقابل، ایمان بدون علم و آگاهی ثبات چندانی نخواهد داشت و در مقابل افکار مخالف منحرف خواهد شد.

غرض از این مقدمه چینی این بود که ببینم ما تا چه حد با انسانی که مد نظر اسلام است فاصله داریم؟

آیا تمام ابعاد وجودی خویش را پرورش داده ایم یا فقط در بعضی از ابعاد وجودی پیشرفت کرده ایم؟ آیا آن قدر که به درس و مدرسه اهمیت می دهیم به مسائل دینی و مذهبی خود نیز اهمیت می دهیم؟ روی صحبت من بیشتر با دوستانی است که فقط و فقط به درس چسبیده اند و سر خود را در لاک درس فرو برده اند و به مسائل انقلاب و کشور هیچ توجهی نمی کنند و گاهی که خیلی زور بزنند نظاره گری بیش نخواهند بود.

خوب است برادرانی از این دست به خود آیند و پس از گذشت شش سال از انقلاب و دیدن صحنه های بی شمار ایثار و فداکاری و جانبازی کمی فکر کنند و از خود بپرسند این قهرمانان صحنه های فداکاری چگونه حاضر می شوند جان خود را فدا کنند؟آنها این گوهر گرانبها را در مقابل چه چیزی فدا می نمایند؟ چگونه است که این چنین به ایثار جان حاضر می شوند؟ این همان انسان ایده آل اسلام است که خود را در مقابل مسائل جامعه اش مسئول و در غم و شادیهایش شریک می داند.

در اینجا جادارد از شهدای عزیز این دبیرستان خصوصا حمید شریف الحسینی، سیدی، شهابی و برادر مفقودالاثر احمد کاظمی که نمونه های بارز انسان متعهد و مومن بودند نامی ببریم.

این عزیزان کسانی بودند که همراه درس، فعالیتهای دیگری نظیر: شرکت در جلسات مذهبی، شرکت در فعالیتهای انقلابی، گذراندن آموزشهای نظامی، حضور در بسیج و مسجد پرداختند و در حین تحصیل اگر احساس می کردند انقلاب و اسلام به آنها نیاز دارد، احساس مسئولیت کرده به یاری اسلام می شتافتند ما نیز اگر بخواهیم راه این عزیزان را ادامه بدهیم نباید تنها به درس خواندن اکتفا کنیم، بلکه باید خود را از سایر جهات هم رشد بدهیم تا اگر زمانی وظیفه اقتضا کرد برای دفاع از اسلام و میهن اسلامی به جبهه برویم و هر وقت وظیفه اقتضا کرد در امور دینی علمی و مذهبی کار کنیم و در فاصله زمانی بین دو عملیات که در جبهه به ما نیاز ندارند، جنبه های علمی و درسی خود را تقویت کنیم.در هر صورت هر کس وظیفه خود را بهتر می داند، انسان هر کس را که فریب بدهد وجدان خود را نمی تواند فریب بدهد،


روح شهدای عزیز همواره ناظر اعمال ما هستند. از خدا می خواهم که آن عالم در پیشگاه خدا و شهدا شرمنده و خجل نباشیم. کسانی که پیش خود می گویند من کاری به این کارها ندارم و درسم را می خوانم و در آینده به کشور خدمت خواهم کرد، مسلم بدانند که در آینده نیز خیری از اینها به جامعه نخواهد رسید! چون کسی که نسبت به جامعه خود تعهد ندارد همیشه در فکر منافع خود است، ولو به قیمت پامال شدن حقوق دیگران.

از این که وقت شما را گرفتم مرا ببخشید، تنها چیزی که مرا وادار به نوشتن این جملات - هر چند ناقص - کرد احساس وظیفه بود. از خداوند می خواهم همان طور که در تمام مراحل با امدادهای غیبی خود انقلاب را یاری کرده است، از این پس نیز همواره رحمت خود را شامل این کشور بگرداند و رهبر عزیزمان را برایمان حفظ نماید و فتح نهایی را نصیب رزمندگان اسلام، و خواری و ذلت را نصیب دشمنان اسلام بگرداند.

     حسین کهتری

                                                                                               1363/9/27

منبع: کتاب آخرین ستاره، خاطرات شهید حسین کهتری، چاپ نشر ستارگان درخشان، صفحه 146-144